اگه یه روزی سرنوشت گرفت مارو از دست هم
یا اینکه خواست تا بگیره عشق مارو از قلب هم
اگه یه روز تقدیرمون گذشتن از همدیگه شد
یا اینکه قسمت ماها روزای سردو سنگی شد
یادت باشه که من همش با یاد تو سر میکنم
اگه یادت هم نباشه با خاطره ات سر میکنم
یادت باشه که بودنت برای من زندگی بود
گر چه از من دور بودی ولی همین هم کافی بود
یادت نره یه موقعی که خستگی بهونه بود
گذشتن از چشمای هم فقط کار زمونه بود
یادت نره تو قلب من فقط تویی که می مونی
برای زنده بودنم سرود عشقو می خونی
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 10:34  توسط ابراهیم
|