تبليغاتX
معرفت عشق
در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست ..^..^.. هیچ شاهی به گدا سرور نیست
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


معرفت عشق







Go to fullsize image
مفهوم عشق .....
تو چه هستی؟
این همه که مرا آزار می دهی برایت کافی نیست؟
این سنگدلی ست....تو چه هستی؟
تو چه هستی بانوی من؟......
چطور اشک های من برایت اینقدر بی ارزش هستند
ولیکن چرا من راضی به اذیٌت تو نیستم عزیزم؟
تمام وجودم متعلٌق به توست...
یعنی چرا ....
من به ستم کشیدن در دست های تو رضایت میدهم ؟
ای وای اگر مفهوم *عشق* این باشد............
اگر گناه من دوست داشتن توست
هرگز توبه نخواهم کرد.....
اگر قسمت من باشد که با عذاب تو زندگی کنم
زندگی خواهم کرد.....
فکر نمی کنی سنگدلی ست؟
سنگدلی ست که مرا در عشقت فریب میدهی
سنگدلی ست تمام دوست داشتن
و سال های زندگی وعشقم به سرعت از بین بروند
.....و بازیچه ای برای راحتی تو باشند
تمام محبٌت و جایی که در قلبم داشتی
تمام آرزوهایم به سرعت نابود شدند .......
ولیکن چرا من راضی به اذیٌت تو نیستم؟
چرا تمام وجودم متعلٌق به توست؟
تو چه هستی؟
تو چه هستی عزیزم......
I LOVE YOU
 
من از قبیله زخم ، من از تبار کویرم 
 
کجاست مسلخ عشقی ، که شاعرانه بمیرم
 
تو را قسم به کبوتر ، تو را قسم به سپیدی
بیا،بیا که من اینجاشکسته با ل و اسیرم
 
بدون رویشت دستت،پر ازصداقت زخم است
دل همیشه رئوفم ، لب همیشه کویرم
 
قسم به وسعت چشمت، شبی که بی تو نباشم
دگر بها ندارد ، صفای نان و پنیرم
 
کسی برای من وتو سرود تازه نخوانده
تو از ترانه چه دوری ، من از پرنده چه دیرم
قلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 10:54  توسط ابراهیم   | 


کبوتر عشقدست عاشقبه دور دست به دنبال تو می گردم

 

بشکن و منتظر نمون
دل واسه ی  شکستنه
اما فقط یادت باشه
این دفعه نوبت منه
میخوای بمون میخوای برو
پای خودت خوب وبدش
اما اگه میخوای باشی
رفا قتی بزن قدش
بشکن و منتظر نمون
دل واسه ی  شکستنه
خیال می کردی قلب من
تاب شکستن نداره
منتظری بازم دلم
پیش دلت کم بیاره
مرام ما تو عاشقی
یکدلی وصداقته
وقتی میگم نوکرتم
این آخر رفاقته
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 20:23  توسط ابراهیم   | 


قسم میخورم دوستتت دارم [عاشقانه]

تقدیم به تو

 

بهت نمیگم  دوست دارم.قسم

میخورم که دوست دارم

بهت نمیگم هر چی بخوای بهت

میدم.چون همه چیز من تویی

اگه یک روز چشات  پر از

اشک شد دنبال شونه ای گشتی 

تا گریه کنی.صدام کن.قول نمیدم

اشکا تو پاک کنم. منم با هات

گریه میکنم

اگه دنبال  مجسمه  سکوتی گشتی

تا سرش داد بزنی صدام کن

قول میدم ساکت بمونم

اگه دنبال خرابه ای گشتی  تا نفرت  رو در اون  دفن کنی.

صدام کن قلب من تنها خرابه وجود توست

اگه یک روز  صدات کردم که بهت نیاز دارم

بهم نگو کجایی

فقط  یک لحظه چشما تو ببند  و بهم فکر کنSmileySmiley

 

 

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل وآسان می رسد
من که میدانم که تا سرگرم بزم ومستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم وشتابان می رسد
پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ وآدمی قول وقراری نیست نیست
من که می دانم اجل ناخوانده وبیدادگر
سرزده آید و راه فراری نیست نیست
پس چرا پس چرا عاشق نباشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟SmileySmiley

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:14  توسط ابراهیم   | 



>