مسافر
وصل ممكن نيست
هميشه فاصله اي هست
ار ه منحني آب بالش خوبي است
براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر ،
هميشه فاصله اي هست .
دار بايد بود
و ر نه زمزمه حيرت ميان دو حرف
حرام خواهد شد .
و عشق
سفر به روشني اهتراز خلوت اشياست .
و عشق
صداي فاصله هاست .
صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند .
صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هي مي شوند كدر .
هميشه عاشق تنهاست .
و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست .
و او وثانيه ها مي روند آن طرف روز .
و او و ثانيه ها روي نور مي خوابند .
و او و ثانيه ها بهترين كتاب جهان را
به آب مي بخشند .
و خوب مي دانند
كه هي ماهي هرز
هزار و يك ره رودخانه را نشود .
و نيمه شب ها ، با زورق قديمي اشراق
در آبهاي هدايت روانه مي ردند
و تا تجلّي اعجاب يش مي رانند .
سهراب سهري
از طرف
FIMIYA
دوستار شما ابی کوچولو
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 9:30  توسط ابراهیم
|