تبليغاتX
معرفت عشق
در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست ..^..^.. هیچ شاهی به گدا سرور نیست
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


معرفت عشق







مسافر

وصل ممكن نيست

هميشه فاصله اي هست

ار ه منحني آب بالش خوبي است

براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر ،

هميشه فاصله اي هست .

دار بايد بود

و ر نه زمزمه حيرت ميان دو حرف

حرام خواهد شد .

و عشق

سفر به روشني اهتراز خلوت اشياست .

و عشق

صداي فاصله هاست .

صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند .

صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند

و با شنيدن يك هي مي شوند كدر .

هميشه عاشق تنهاست .

و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست .

و او وثانيه ها مي روند آن طرف روز .

و او و ثانيه ها روي نور مي خوابند .

و او و ثانيه ها بهترين كتاب جهان را

به آب مي بخشند .

و خوب مي دانند

كه هي ماهي هرز

هزار و يك ره رودخانه را نشود .

و نيمه شب ها ، با زورق قديمي اشراق

در آبهاي هدايت روانه مي ردند

و تا تجلّي اعجاب يش مي رانند .

سهراب سهري

 از طرفFIMIYA

دوستار شما ابی کوچولو

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 9:30  توسط ابراهیم   | 


آخر اي محبوب زيبا
بعد از اين دير آشنائي
آمدي خواندي برايم قصه ي تلخ جدايي مانده ام سر در گريبان بي تو در شبهاي غمگين بي تو باشد همدم من ياد پيمان هاي ديرين
آن گل سرخي كه دادي در سكوت خانه پژمرد آتش عشق و محبت در خزان سينه افسردUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

اسمتو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده شي ، گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب كني ، گذاشتم جونم كه اگه رفتي منم برم . Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست
وفا انست كه نامت را هميشه زير لب دارم
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

دوست کوچک شما ابیUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 8:41  توسط ابراهیم   | 


چراغها را خاموش کنید

 می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم

غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی

 نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛

 بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو

میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم

 از من نگیر این لحظه های دلخوشی را

نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ...

 یادت می آید حرفی را که زدی؛

گفتی می روم،

گه گداری شاید به خوابت بیایم

شاید در خواب،

 تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم

 لااقل همین وعده را برایم بگذار ...

 غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

 

 

 
دخترکی کنار رود تنها به انتظار نشسته بود...باز هم باد افکارش را به اين سو و آن سو پرواز
 
 ميداد... باز خود را در لباسی فاخر و زيبا ميديد...باز همان کفشهای جديد را به پا داشت...باز
 
همان نگاه های تحسين آميز را بر روی خود حس ميکرد..حنا...حنا...آه اين صدای هميشگی
 
مادر است که او را برای بردن لباس های تميز مردم به خانه هايشان می طلبد ... باز افکارش
 
 را به باد سپرد و برای کمک به مادر شتافت....
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 15:15  توسط ابراهیم   | 



>