تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی
با او آهسته می رفتی سرا پا محو او بودی
صدایت کردم و بر من چو بیگانه نگه کردی
شکستی عهد دیرین را گنه کردی گنه کردی
گناهت را نمی بخشم گناهت را نمی بخشم




من از این پس به همه عشق جهان می خندم
به هوس بازی این بی خبران می خندم
من از آن روزی که دلدارم رفت
به غم و شادی این بیخبران می خندم




خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت
کوچیک شما ابی کوچولو ebii.joon@gmail.com
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 12:30  توسط ابراهیم
|